کردستان
تاریخ : پنجشنبه، 13 اسفند ماه ، 1388
موضوع : PHP-Nuke




   

 

  «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»www.kurdsat.blogfa.com«»«»«»««»«»«»«»«»«»«»«»«»

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»««»«»«»«»«»«»«»«»«»

نگاهي به فرهنگ و آيين هاي مردم کردستان

فرهنگ و مدنيت در جهان امروز عنصري اساسي و بسيار مهم در روابط اجتماعي و ارتباطات گسترده ميان جوامع محسوب مي شود. تمدن مهم ترين عامل درخشش يک جامعه و ملت است. هنگامي که ما به اين واژه مي انديشيم همواره تمدن بزرگ ايران به ذهن خطور مي کند. تمدني با قدمتي چند هزار ساله که بر تارک تاريخ مي درخشد و در بررسي و مطالعه اين تمدن بزرگ و ترکيب آن نقش مردم کرد به طور آشکار بر صفحه تاريخ اين سرزمين جلوه مي کند.کردها در سرزميني پهناور از کوه ها و دشت هاي به هم پيوسته يي که از کوهستان هاي زاگرس تا کوه هاي تورس در آناتولي و از شمال جلگه خوزستان تا کوه هاي ارمنستان کشيده شده، سکونت دارند.سرزميني از الوند تا فرات، از دشت ذهاب تا دشت ارزروم، سرزميني با نهرها و کوهستان هاي فراوان. سرزمين کردها در امتداد محوري از شمال لرستان و از آن سو از شمال کاظمين عراق تا منطقه ارزروم ترکيه و کوه هاي قفقاز، از جنوب به شمال کشيده شده است و همچنين از محور شرق به غرب از همدان ايران تا فراي رود فرات و منطقه موسوم به جزيره در سوريه امتداد دارد.از لحاظ پيشينه تاريخي براساس تحقيقات و مطالعات دانشمنداني همچون مينورسکي و اوژن پيتارد مردم کرد بازمانده قوم متمدن ماد هستند که از قسمت هاي شرقي به اين سمت مهاجرت کرده اند و آن تمدن باشکوه را بنا نهادند و بعد از آن نيز تاثير بسزايي در تاريخ امپراتوري ايران داشته اند و در حيات طولاني خود فراز و نشيب زيادي را به خود ديده اند.درباره ريشه لغوي واژه «کرد» نظريات مختلفي ابراز شده اما بيشتر بر اين نظر بوده اند که کرد به معناي شجاع و دلير است و در باب خصوصيات آنان نيز کساني که در طول تاريخ از اين سرزمين ديدار کرده اند کردها را مردمي آزاده، شجاع و ميهن پرست وصف کرده اند که علاقه زيادي به موسيقي و جشن دارند.کردها در ريشه و منشاء خود افسانه هايي دارند. از جمله مي گويند هنگامي که براي خوراک مارهاي ضحاک هر روز دو جوان را قرباني مي کردند وزيري نيکوخصال به اين انديشه افتاد که هر روز يکي از آن دو جوان را نجات دهد. بعد از مدتي که جمعيت آنان افزون شد، به زندگي در کوهستان هاي زاگرس پرداختند و اعقاب آنها را کردهاي امروزي مي دانند. عده يي بر اين افسانه اند که هنگامي که حضرت سليمان بر حکمراني بود فرمان داد که پانصد دختر از زيباترين هاي سرزمين روم را به درگاه او بياورند. اين عده کردها را از بازماندگان آن زيبارويان مي دانند. افسانه ديگر کردها را از اعقاب کردبن اسفنديار مي داند.اما طبق تحقيقات دانشمندان همزمان با مهاجرت مادها به غرب فلات ايران، گروه ديگري به نام کاردو يا کاردويي يا کورت که آنها هم از آريايي ها بودند به غرب مهاجرت کرده و با آنها امتزاج يافته و کردهاي امروزي از بقاياي آن اقوام آريايي هستند

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»««»«»«»«»«»«»«»«»«»


زبان کردي

 

زبان کردي را بيشتر دانشمندان از جمله مينورسکي، هارتمان و وايباخ تغيير و تحول يافته همان زبان مادها مي دانند و حال اين زبان در طول سه هزار سال تغيير و تحول يافته و به کمال و غناي کنوني رسيده است. به عقيده زبان شناسان ظرفيت، گستردگي و پتانسيل زايش زبان کردي بسيار زياد است و به علت کوهستاني بودن قلمروي سکونت اين مردم و روابط درون گروهي آنان زبان کردي کمتر مورد امتزاج و اختلاط زبان هاي ديگر قرار گرفته است که البته در عصر حاضر به علت گسترش ارتباطات و توسعه علوم ورود لغات و اصطلاحات از زبان هاي ديگر به اين زبان روند فزاينده يي يافته است.
زبان کردي زيرمجموعه زبان هاي هند و اروپايي است که خود داراي شعباتي چند است که هر کدام در محدوده جغرافيايي خاصي گسترش يافته اند. محققان به طور کلي زبان کردي را به سه يا چهار گروه عمده تقسيم بندي کرده اند:


1- گويش کرمانجي شمالي

2- کرمانجي جنوبي يا سوراني

3- گويش هورامي و گوراني

4- گويش لکي

1- گويش کرمانجي شمالي : حدود نيمي از کردها به اين گويش تکلم مي کنند، محدوده وسيعي از منتها اليه شمال غربي ايران و اکثريت کردهاي ترکيه و تمام کردهاي سوريه و شمال استان اربيل و دهوک عراق را شامل مي شود که «بادينان» ناميده مي شود و به همين خاطر به لهجه آنان باديناني هم گفته مي شود. مردم بادينان به دينداري همواره مشهور بوده اند و از گذشته ها به آنها «بهدينان» يا «بادينان» گفته اند. در ايران به خاطر ايل شکاک که کرمانجي صحبت مي کنند به آن شکاکي هم گفته مي شود. کرمانج هاي ايران در شهرهاي ماکو، اروميه و سلماس و شهرهاي شمال خراسان يعني قوچان و شيروان سکونت دارند و در ترکيه شهرهاي دياربکر، ماراين، اورفا، وان، بوتان، حکاري و... در عراق در شهرهاي سنجار، زاخو، عماديه، اکره و روانه وز ساکن هستند و کتب و نوشته هاي زيادي به اين گويش موجود است که قديمي ترين آنها کتب مذهبي ايزديان است.

2- کرمانجي جنوبي يا سوراني: اين گويش عموميت و رسميت بيشتري نسبت به بقيه گويش ها يافته است و حالت زبان رسمي و ادبي و نوشتاري کردي را نيز يافته است. اين گويش محدوده بسيار وسيعي را شامل مي شود که در ميانه محل سکونت کردها قرار دارد و حد فاصل بين کرمانج ها و گوران ها است که از شمال کرمانشاه تا جنوب اروميه و اربيل و از طرف غرب تا فرات را شامل مي شود و شهرهاي مهمي همچون سنندج، اربيل، سليمانيه، کرکوک، مهاباد، سقز و... به اين گويش تکلم مي کنند. اين گويش خود شامل سه شعبه سنه يي، عراقي و مکري است که گويش مکري به نظر زبان شناسان شباهت زيادي به زبان مادها دارد. بيشتر نوشته ها و کتب کردي مخصوص در زمان حاضر به اين گويش نگاشته مي شود.
    
3- گويش گوراني و هورامي: کردهاي جنوبي به اين گويش تکلم مي کنند. اين گروه از کردها در استان هاي کرمانشاه و ايلام ايران و شهرهاي خانقين و مناطق باجلان و طاوق و کناره هاي زاب بزرگ در عراق ساکن هستند و همچنين قسمت هاي شرقي استان کردستان نيز يعني شهرهاي قروه و بيجار نيز به گوراني تکلم مي کنند. گويش هورامي خاص منطقه هورامان يا اورامان است. هورامي قديم از کمترين گويش هاي کردي و ايراني است که شباهت نزديکي به زبان اوستايي و زند دارد. کتب مذهبي مکتب اهل حق به زبان هورامي قديم نگاشته شده است که از لحاظ مردم شناسي و زبان شناسي اهميت بسزايي دارد. قدمت اين متون حتي به قرن دوم هجري هم مي رسد. گويش «زازايي» نيز که زيرمجموعه گوراني است، گويش رايج مردم «درسيم» ترکيه است که بين رودهاي مرادسو و فراتسو تا محل تلاقي آنها را شامل مي شود.
    
4- گويش لکي: گويش قسمتي از کردهاي جنوبي است که ارتباط بسياري با گوراني کرمانشاهي دارد و منطقه بين کرمانشاه و خرم آباد را شامل مي شود. مردم شهرهاي نورآباد، هرسين، کوهدشت و سلسله و دلفان و ايلات و عشاير اين مناطق به اين لهجه تکلم مي کنند. عده يي گويش لکي را قسمتي از لري دانسته اند درحالي که پيوستگي آن با کردي آشکار است. در کتب تاريخي از لرها با عنوان کردهاي جبال ياد کرده اند و شعبه يي از کردها و عده يي از زبان شناسان هم بر اين عقيده هستند. اين زبان شناسان بر اين عقيده اند که دليل اينکه لري را لهجه يي از زبان فارسي دانسته اند نزديکي فونتيک آن دو با هم است.
هنگامي که از زبان کردي سخن به ميان ميآيد، مقصود زباني است که کردها هم اينک با آن سخن ميگويند. برخي از زبان شناسان و شرق شناسان فرنگي که با زبان کردي مانوس بوده اند، بيشتر اين اطلاعات را به شکلي کلي يا ويژه ارائه داده وگفته اند که: اين زبان در عداد زبانهاي هند و اروپايي و خانواده هاي هند و ايراني و در زمره ي زبانهاي ايراني است وبا زبان فارسي قرابت نزديکي دارد.اينک اين سوال پيش ميآيد که پيدايش زبان کردي چگونه بوده است؟ اشکار است که زبان هر زاد و بومي زبان ساکنان آن است; اگر رويدادهاي تاريخي باعث ايجاد تغييرات نژادي  نشده باشد آن زبان همان زبان ساکنان ديرين آن سرزمين است. عکس اين موضوع نيز صادق است. اينک ببينيم اين موضوع در مورد زبان کردي چگونه صدق مي کند؟.سرزميني که آن را کردستان مينامند و کردها در آن ساکنند، محل کشف باقيماندهي اجساد فسيل شدهي انسانهاي باستاني است. اين استخوانها که در "شانه دري" يافت شده است، داراي اهميت بسياري است; چرا که، اولين بار است بقاياي انسان عصر سنگي - که 60 هزار سال پيش از اين عراق را مسکن خويش ساخته است، يافت ميشود .شصت هزار سال پيش از اين محدوده اي که اينک کردستان ناميده ميشود،آباد و ماوا و پناهگاه مردماني بوده که زباني هم براي سخن گفتن داشته اند; اما از آن جا که سخن گفتن درباره اين زبان کار دانشمندان  باستان شناس است; به همين جهت  همراه با تابش انوار آفتاب 57200 ساله  بربالهاي زمان و گذر ايام خود را به پيش ميکشيم و به دوراني ميرسانيم که، اقوام ماد خود را به ايران کنوني و غرب آسيا رساندند و با نژادهاي خوژيايي، لولو، گوتي، کاسي، (خوري  يا هوري ) - که در دامنه هاي آن سوي کوههاي زاگرس ميزيستند و تا حد مناسبي زندگي خود را سامان داده بودند و جمهوري و تمدني نسبتا پيشرفته تاسيس کرده بودند - مواجه شدند.مادها ظرف 200 سال طومار اين حکومتها را در هم پيچيدند و در سال 612 پيش از ميلاد مسيح امپراتوري بزرگ مادي را بنيان نهادند و بدين ترتيب زبان مادي به زبان رسمي بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سيزده قرن سپري شده است. در اين مدت طولاني سرزمين ماد بزرگ و کوچک و سرزمينهاي ديگري که به سرزمين ماد ملحق شده اند; از حيث نظامي وسياسي بسيار دست به دست شده اند.  و قدرت سياسي به دست افراد مختلفي - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده است - افتاده است. هر حکومتي هم که برسر کار آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمي بر اين سرزمين تحميل کرده است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامي بنيادهاي اجتماعي کم رنگ شده و رو به افول نهاده  بوده است، اين جابه جايي درقدرت نمي تواند از تاثير نهادن بر اين بنيادها برکنار بوده باشد. تاريخ، برخي رويدادها را ثبت کرده و است که طي آن، سلطه اي  سياسي بريک سرزمين، تغييرات نژادي بنيادي ايستايي زبان را در آن سرزمين باعث شده است.  امروز ردپاي تاثير جابه جايي در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوري ماد  به وضوح مي توآن ديد. به عکس در بخشي از غرب سرزمين ماد، بنيادها همچنان دست نخورده مانده است.  بلکه تسلط مادها وضعيت نژادي وزباني برخي از سرزمين هايي را که بعدا به قلمرو مادها ملحق شد، تغيير داده و به مسير توسعه  مادي کشانده است و به موازات بخش غربي قلمرو خود، آنها را توسعه داده است.بيشتر تاريخ شناسان پر آوازه براين باورند که، کردهاي امروز نوادگان مادهاي ديروزند."اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتي چنين کهن و مقتدر چه آمده است و اين همه قبيله و  تيرهي مختلف کرد که به يک زبان ايراني و جداي از زبان ديگر ايرانيان تکلم مي کنند; از کجا آمده اند؟" ( مينورسکي يش از اين گفتيم: زبان هر سرزميني - اگر رويدادهاي تاريخي آن راتغيير نداده باشند -  زبان ساکنان کهن همان سرزمين است.  چنان که گفته شد رويدادهاي تاريخي وجابه جايي حکومتها طي سيزده قرن، نتوانسته است چيزي رادر بخش غربي قلمرو ماد، تغيير دهد. و امروز  ساکنان اين بخش از مادستان کهن، کردها هستند که نوادگان ميدي ها به شمار ميروند. به راستي بيش از اين که بگوييم زبان کردي از اساس پايان نشو و نما و تکامل زبان مادي است; ميتوان به گونه  ديگري اظهار نظر کرد; اسناد تاريخي که دانشمندان - تنها به منظور خدمات علمي - بررسي و تجزيه و تحليل کرده اند; تاکنون همين حقيقت را آشکار کرده اند که; زبان کردي امروز آثار و نشانه هاي کمال يافتگي زبان مادي ديروز را در خود دارد.همچنان که آگاهيم، زبان يک پديده اجتماعي است که براساس قواعد مشخص خود تغيير ميکند; تکامل و توسعه مييابد و در سير تکاملي خود از ديگر زبانها تاثير ميپذيرد; و او هم بر آنها اثر ميگذارد و گاهي در اين گير و دار ميميرد.  زبان مادي نيز از اين قاعده مستثني نيست و از همه  زبانهايي که به پشتوانه  قدرت سياسي در قلمرو ماد زبان رسمي بوده اند، تاثير پذيرفته و برآنها تاثير گذاشته است و تا امروز زنده مانده است.بويژه زبان پارتي (فارسي =  پهلوي اشکاني) ، که به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادي در زمره زبانهاي شمال  شرقي، خانواده زبان ايراني جاي ميگيرند. ;بيش از ديگر زبانها بر زبان مادي تاثير نهاده است و امروزه رد پاي اين تاثيرات در گويش آييني زبان کردي، ديده مي شود.همزمان با سقوط و فروپاشي امپراتوري ساساني و ترويج اسلام در کردستان، وقفه تازهاي براي زبان کردي آغاز شد - که جداگانه در مورد آن بحث خواهد شد - تنها مشکل اين است که ما از زبان مادي اواخر دورهي ساساني سند مکتوبي در دست نداريم تا موشکافانه در باره  آن اظهار نظر کنيم. اما اين موضوع سبب نخواهد شد که نتوانيم  بگوييم: اين زبان در آن زمان زبان مادي بوده است.  که به نسبت زبان رايج دوران اقتدار امپراتوري، دستخوش تغييرات 1300 ساله شده است.  به همان نسبت که زبان پارسي باستان پيشرفت کرده و به زبان دري / پارسيک تبديل شده و آمادگي و ظرفيت آنرا يافته است که زبان پارسي کنوني از آن جدا شود; يک نتيجه گيري آني اقتضا ميکند که، زبان مادي هم پيشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگوني هايي شده باشد. که استخراج زبان کردي از آن ممکن شده باشد استان کردستان يکي از استان هاي کردنشين در غرب ايران است ، اکثريت ساکنان اين استان ، کرد زبان هستند که به لهجه هاي مختلف تکلم مي کنند . درباره زبان کردي
 مردم شناسان بر اين راي هستند که زبان کردي يکي از زبان هاي گروه هند و اروپايي و ايراني است.
زبان کردي در استان کردستان و همچنين در استان هاي الام ، کرمانشاه ، همدان ، آذربايجان غربي و شمال خراسان و ديگر کشورها لهجه هاي گوناگوني دارد اما مهمترين ، پر تکلم ترين و يا به عبارتي لهجه رسمي و ادبي دو شاخه کرمانجي و سوراني است ، شاخه سوراني در استان کردستان لهجه رايج در ادبيات مکتوب است . شيوه غالب زندگي مردم در اين استان سنتي و با هويتي قومي است . وجود حدود 1900 روستا در استان نمايانگر انس مردم به طبيعت و کشاورزي است.
به استناد شواهد و مدارک مستند تاريخي ، قوم کرد از نژاد آريايي هستند که در هزاره اول قبل از ميلاد مسيح از کناره هاي درياي خزر به سلسله کوه هاي زاگرس آمده و با غلبه بر قدرت آشوريان در نينوا امپراطوري مادها را در قرن هفتم قبل از ميلاد در ايران پايه گذاري کردند.

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»««»«»«»«»«»«»«»«»«»
    
جمعيت کردستان
    
جمعيت کردها به طور دقيق به علت پراکندگي در کشورهاي مختلف مشخص نيست و ارقام مختلفي اظهار شده است اما آنچه به واقع نزديک تر مي نمايد جمعيت کردها حدوداً 36 ميليون نفر ذکر شده است که قسمت عمده يي به طور متمرکز در چهار کشور ايران، ترکيه، عراق و سوريه ساکن هستند. از اين جمعيت حدود نيمي در ترکيه و بقيه در ايران و عراق و قسمت جزيره سوريه ساکن هستند. علاوه بر اين عده يي هم به طور پراکنده در شمال خراسان، بلوچستان و قفقاز و دره هاي افغانستان هستند که در طول تاريخ به وسيله حکام کوچ داده شده اند. همچنين در سده اخير به علت مسائلي همچون مشکلات سياسي و جنگ و... عده زيادي از کرد ها که بالغ بر دو ميليون نفر را شامل مي شود به ديگر نقاط جهان همچون اروپا و امريکا مهاجرت کرده اند.

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»««»«»«»«»«»«»«»«»«»
    
کيش و آيين کردستان
    
    در بحث از حوزه دين و آيين هنگامي که به تاريخ کردها و تجارب آنها در اين مقوله مي نگريم سخن فراوان است. ارائه تصوير روشني از اين تجارب و تحولات نيازمند بررسي واقعيات تاريخي و عوامل موثر بر زندگي اين مردم به گونه يي بي طرفانه و به دور از تعصب است. اين گونه که از مطالعات و تحقيقات دانشمندان برمي آيد تا قبل از ظهور زرتشت آيين ميترائيسم يا مهرپرستي در ميان کردها رواج داشته است. آيين مهر چنان با زندگي مردم پيوستگي همه جانبه داشته که آداب و نشانه هاي آن پس از چند هزار سال همچنان در زندگي اين مردم مشهود است.پس از اينکه زرتشت ظهور کرد مردم به آيين وي روي آوردند. از نوشته هاي محققان چنين برمي آيد که زرتشت سفرهاي زياد به غرب فلات ايران و در ميان کردان داشته و به ارشاد مردم پرداخته است. در شهر باستاني «شهرزور» در نزديکي سليمانيه که مهمترين شهر در تاريخ کردها بود، آتشکده هاي بسياري وجود داشته است و حاکميت شهر از آن خود کردان بوده و امپراتوري هاي وقت ايران متعرض آنان نمي شدند.در زمان حمله اعراب به ايران پس از تصرف تيسفون اعراب مسلمان به سوي شرق و شمال روي آوردند و در پي آن حملات زيادي را به کوهستان هاي محل سکونت کردها آغاز کردند و پس از مدتي پيشروي به شهر زور در شمال شرقي تيسفون رسيدند. شهر مدت زيادي مقاومت کرد اما در نهايت به تصرف درآمد.کردها در پي آشنايي با دين اسلام به تدريج به اين آيين روي آوردند و طي قرن ها در پاسداري از آن کوشيده اند. در زمان حاضر مذاهب گوناگوني ميان مردم کرد رايج است که به طور عمده پيرو چهار مذهب تسنن، تشيع، اهل حق و ايزدي هستند. علاوه بر اينها گونه هاي خاصي از شيعه در اين سرزمين مرسوم است از جمله طوايف مشبک هستند که علي (ع) را با صفت بزرگ «کردي رش» مي خوانند و همچنين «بجوران ها» که آنان را از گروه هاي صوفيه شيعي مي دانند و همچنين «صارلي ها» که آنان را نيز بازمانده گروه هاي شيعي صوفي مي دانند که خود را سخت پايبند علي بن ابي طالب(ع) مي دانند.اکثريت کردها را اهل تسنن تشکيل مي دهند. به عبارتي قريب به اتفاق کردهاي ترکيه و سوريه سني مذهب و حنفي هستند و نيز اکثريت قابل توجهي از کردهاي عراق و کردهاي ساکن نيمه شمالي قسمت کردنشين ايران سني مذهب هستند که البته اهل تسنن ايران و عراق بيشتر شافعي هستند. به طور کلي کرمانج ها حنفي و سوران ها شافعي مذهب هستند و کردها از پايبندترين مردمان به اصول اسلام هستند.در مناطق جنوبي اين سرزمين شيعيان ساکن هستند که گوران ها و لک ها را شامل مي شود و اکثر آنها ساکن ايران و قسمتي نيز در عراق ساکن نواحي و شهرهاي بدره، مندلي و خانقين هستند. جمعيت کرد شيعي به علت نزديکي سکونتگاه آنان با مراکز شيعيان و آشنايي با آنان از پيروان آن آيين شدند. علاوه بر گوران ها و لک ها کردهاي کرمانج ساکن شمال خراسان که به آنجا کوچ داده شده بودند از زمان شاه عباس صفوي به دليل قرار گرفتن سرداران آنها در شمار سرداران سپاه صفوي به تشيع روي آوردند.يارسان به کردهايي اطلاق مي شود که پيرو آيين اهل حق هستند و در قسمت هاي جنوبي سرزمين کردنشين ايران و عراق ساکن هستند. يارسان عراق در شهرهاي خانقين، بدره و طاوق کرکوک ساکن هستند. يارسان ترکيه نيز گوران هاي ترکيه هستند که در شهرها و مناطق دياربکر، بتليس و دپرسيم ساکنند. يارسان خود را از پيروان مخصوص علي(ع) مي دانند. رهبر يارسان در سده هشتم هجري که آنها را به صورت جمعيتي متشکل درآورد اسحق فرزند شيخ عيسي برزنجه يي بود که محل سکونت آنان در استان سليمانيه بود و بعدها به علت فشار حکام منطقه به سرزمين هاي جنوبي و اورامان کوچ کردند. دست نوشته هاي زيادي از يارسان موجود است که به صورت اشعار منظوم ده هجايي است و قدمت آنها تا قرن دوم هجري مي رسد و شباهت زيادي به اشعار قبل از اسلام دارد. قسمت عمده اين سروده هاي مذهبي در «نامه سرانجام» مسطور است.ايزديه مذهب آن دسته از کردان است که ساکن مناطقي در عراق و ترکيه و ايران به طور متمرکز هستند و به لهجه کرمانجي تکلم مي کنند و در جمعيت هاي متشکلي با روابط درون گروهي در مناطق استان هاي سنجار، موصل و منطقه شيخان عراق و دياربکر ترکيه و معدودي نيز در ميان کردهاي ايران هستند. درباره منشاء ايزديه عقايد مختلفي ابراز شده است، اما آن گونه که از مطالعات محققان و دانشمندان برمي آيد به قبل از اسلام حتي به قبل از زرتشت برمي گردد. زماني که ايرانيان ايزدان را پرستش مي کردند و اين گروه از آريايي ها تاکنون به گونه يي بر آيين خود مانده اند هر چند آيين ايزديه در طول تاريخ تاکنون تغيير و تحولات بسياري را به خود ديده است و مفاهيم زيادي از ادياني همچون اسلام و مسيحيت بدان راه يافته است.رهبر تاريخي آنان که ايزديان را در دوره اسلامي در عراق رهبري کرد شيخ عدي بن مسافر بود. شيخ عدي مردم را از لعن هر کس و هر چيزي بر حذر داشت. ايزديان علاوه بر تقديس قرآن دو کتاب مقدس به نام «جلوه» و «مصحف رش» دارند که جلوه منتسب به شيخ عدي است و «مصحف رش» يا کتاب سياه حاوي اصول ايزديه است که دويست سال پس از شيخ عدي نوشته شده است. ايزديان به زبان کردي کرمانجي صحبت مي کنند و کتب آنها هم به «کرمانجي» نگاشته شده است. بزرگ ترين قبيله ايزدي قبيله «توهايا» بوده که در شمال موصل مسکون بوده اند. در ميان ايزديان نظر کردن به زن غير ايزدي ناپسند است. ازدواج در ماه «نيسان» حرام است. طاووس ميان آنان پرنده يي مقدس است که در اعياد خود با ساز و آواز آن را مي گردانند. از ديگر آداب ايزديان احترام بسيار به طبيعت، افروختن آتش بر مقابر، غسل تعميد کودکان و حسن پنداشتن پوشيدن پيراهن يقه شکافته است.

نویسنده: اسفندیار آبنوس  ویرایش: یاسر کاکائی      وب سایت فرهنگی هنری گردشگری شمشیر

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»««»«»«»«»«»«»«»«»«»

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»y.kakaei@yahoo.com«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

 

 

 ..................................................................................................................................



فرهنگ زبان مردم کردستان



منبع این مقاله : روستای شمشیر
http://www.shamshir.ir

آدرس این مقاله :
http://www.shamshir.ir/modules.php?name=News&file=article&sid=17
[cache-config.php] No CACHE_TYPE has been set!